احمد بن محمد ميبدى
83
خلاصه تفسير ادبى و عرفانى قرآن مجيد بفارسى از كشف الاسرار ( فارسى )
كه هم دنيا هم عقبى خواست خداوند از وى دريغ نداشت و او را آنچه خواست داد ، اينجا قومى ديگر ماندند كه حقيقت رضا را بشناختند و به حكم خداى تن در دادند و تقدير وى پسنديدند ، و از ثناء خدا به سؤال از وى نپرداختند و تعرّض دنيائى نكردند و عقبى هم نخواستند ، خداوند در حق آنان فرمود : هركس بواسطهء اشتغال به ذكر و ثناى من ، از خواستن چيزى بازماند ، من او را بهترين چيزى كه سؤال كند به او مىدهم . 203 - وَ اذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ . . تا آخر آيه . . ذكر سه قسم است : ذكر عادت ، ذكر حسبت ، ذكر صحبت ، ذكر عادت بىارزش است چون از سر غفلت است ، ذكر حسبت بىزيور است كه سرانجام آن درخواست مزد است ، ذكر صحبت وديعت است از بهر آنكه زبان ذاكر در ميان عاريت است ، و ذاكر سه نوع است : خائف و راجى و محبّ . ذكر خائف از كيفر است ، ذكر راجى به اميد به خواسته رسيدن است ، ذكر محبّ ازدياد سوز و گداز است ، خائف به گوش ترس نداى وعيد شنيد ، ازاينرو در دعا آويخت ، راجى به گوش رجاء نداى وعده شنيد ، در ثنا آويخت ، محبّ به گوش مهر و محبّت ندا فراتر و بالاتر شنيد ، پس با بهانه نياميخت ، ولى چون عارف را ذكر از ازل در رسيد از كوشش در راه بخت گريخت ! وَ اذْكُرُوا اللَّهَ فِي أَيَّامٍ مَعْدُوداتٍ . . تا آخر آيه . . اين ذكر آخرين نسك و انجام اعمال حج است . لطيفه : بدان كه حرم دو تا است ، حرم ظاهر و حرم باطن ، گردش گرد خانهء خدا حرم ظاهر است و گردش دل مؤمنان گرد آن خانه ، حرم باطن است ، در ميان حرم ظاهر قبلهء مؤمنان ، در ميان حرم باطن نشانهء نظر رحمن ! آن مقصد زوّار و اين مهبط انوار ، آن آزاد است از دست اشرار و كفّار و اين آزاد از چشم و انديشهء اغيار ، در حرم ظاهر اگر گمشدهاى يابند بر جاى نهند تا صاحب آن پيدا شود ، در حرم باطن اگر گمشدهاى بود كشتن آنان روا نيست كه آن گمشده ، راز خدائى است كه در هر دلى سرّى نهاده و كس را بر آن راه نيست ! پير طريقت گفت : آن سرّ ، سرّ حق است و اين مردمان صاحب اسرار ، در پيش كعبهء ظاهر ، باديهء مردمخوار است و در پيش كعبهء باطن باديهء اندوه و تيمار ! عالمى در وادى عشق تو سرگردان شدند * تا كه يابد بر در كعبه قبولت برّ و بار آن كعبه قبلهء معاملت است و اين كعبه قبلهء مشاهدت ! و آن موجب مكاشفت و اين مقتضى معاينت ، آن درگاه عزت و عظمت و اين بارگاه لطف و مرحمت ! گر نباشد قبلهء عالم مرا * قبلهء من كوى معشوقست و بس در زيارت آن كعبه ازار و رداء معلوم است و در زيارت اين كعبه ، ازار تفريد و رداء تجريد است ، احرام آن لبّيك زبان است و احرام اين ، بيزارى از هر دوجهان است ! لبيك عاشقان به از احرام حاجيان * كين است سوى كعبه و آن است سوى دوست كعبه كجا برم چه برم راه باديه * كعبه است كوى دلبر و قبله است روى دوست [ آيات 212 - 207 ] ( تفسير لفظى ) 207 - وَ مِنَ النَّاسِ مَنْ يَشْرِي نَفْسَهُ ابْتِغاءَ مَرْضاتِ اللَّهِ وَ اللَّهُ رَؤُفٌ بِالْعِبادِ . از جملهء مردمان كسى است كه براى خشنودى خدا ، خويشتن را مىخرد و دنيا را مىفروشد و خداوند بر بندگان خود سخت مهربان